دستگاه تغییر صدا دستگاه تغییر صدا
تبدیل صدای شما به مرد یا زن در هنگام صحبت با موبایلتان
عاشقانه‌ترین فیلم‌های ۲۰۰۹
اگر به دنبال جدیدترین فیلمهای رمانتیک و عاشقانه هستید کلیک کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
1388/02/20 ساعت 7:06 PM

حرف دلت را مزه مزه می کنی .. می جویی .. می خوری اما غده ، غده است .. سرباز می کند .. چرک هایش کهنه نمی شود .. به گند می کشد .. می میراند .. بانو .. می میراند .. !  

 

بازم یه سلام  ِ دیگه ..  

 

خوبی ؟! 

 

من میگم دلم تنگ نشده اما تو این بارو لطفاْ باور کن .. آخه دیگه من حتی به دلتنگی هم فکر نمی کنم .. آخه من این روزا اصلا فکر نمی کنم .. راستش خودم نمی ذارم که فکر کنم .. شدم مثل یه ماشین .. یه ماشین که احساس داره .. گریه می کنه اما نه واسه خودش .. واسه اون کسایی که داداشی میگه آخر دنیا زندگی می کنن .. کوچولوهایی که به جای بهونه های جور وا جور باید سطل آبشون رو ببرن نمی دونم کجا و آب بگیرن .. اون جایی که همه مردم با سالی هشتاد هزار تومان ،‌احساس غنی بودن بهشون دست می ده و از ته دل خوشحالی می کنن .. چقدر دلم می خواست می تونستم برم بینشون و از ته دل اون چیزایی رو که دارم و ندارم باهاشون تقسیم کنم .. چقدر دلم می خواست بین مردمی بودم که به نداشته هاشون شکرگزارن و نمی دونن خوشی های کاذب رنگارنگ چه طعم و مزه ای داره .. اونجایی که سینما همونقدر براشون غریبه است که اینجا و بین ماها ، خدا غریبه ست .. اما من میگم خوشبختی رو باید از اونا پرسید و فهمید .. کسی چه می دونه .. شاید آرامشی که ما اینجا همیشه دنبالش می گردیم و کمتر پیداش می کنیم .. اونجا ، با هیچی اونا بدست بیاد .. آره ، داداشی راست می گفت ، دغدغه های اونا به اندازه خودشون بزرگ نیست .. اونجایی که لبخند و الهی شکر ،‌ جای تموم حرف ها رو می بنده .. کاش می شد رفت .. کاش می شد اینجا نبود .. 

 

* حالم خوبه فقط دارم بلند بلند فکر می کنم ، ‌همین .. 

* بعضی ها ،‌جدیداْ دلشون مثل دنیای من کوچیک شده .. اما باور کنید من دغدغه هام با خودمه .. این کارو سخت می کنه .. می خوام برگردم عقب .. می خوام اما سخته .. چون .. .. .. ازم نرنجید .. من هنوز هم اونقدر قوی نشدم که یا شجاعت توی خاطرات گذشتم ، قدم بزنم و از یادآوریشون دلم قنج بزنه .. پس بهم حق بدید .. 

* آقای طاهری .. آهنگ با من بمون تون محشره .. ممنون که حرف دلم رو به قشنگ ترین شکل می خونید .. غافل مب  َ تو از م  ِ تا یَرو خبر بیارِن ، بُدو تا حجله بُبَندیم که صبا شوو هیش یار ِن .. 

* دیدی .. بازم نتونستی حرف دلت رو بزنی .. دیدی .. !

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
1388/01/29 ساعت 01:31 AM

 * دلم گرفت ، ای هم نفس .. !

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
1388/01/21 ساعت 2:11 PM

باد می آمد ، 

بادبادک قِلی می خورد ،  

گِرد و رنگی . 

آسمان آبی بود ،  

خواهر و دریا . 

سر می خوردیم سمت خورشید ، 

من و خنده و نگاه . 

ابر پناهنده ای بود کوچی  

لای چشمهام ،  

غریب ، بی پناه و گرم .

کودکی اما به شبنمی می مانست  

گُم و گور ،  

لای لحظه ای به نام اکنون* . 

 

* نا هماهنگه می دونم .. یه ایده ی لحظه ای بود ، به دلیل نگیرید ! 

* هر چی تنهاتر بشی ، دنیا تو رو کمتر می خواد .. خودت اون وقت می بینی چقدر فراوون با توام .. 

* ع س ل م .. تولدت مبارک ! 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
1388/01/12 ساعت 6:01 PM

نترس اگه ، 

دل تو از خواب کهنه پاشه ..

شاید خدا ، 

قصه ات رو از نو نوشته باشه .. 

 

* خوشحالم .. خیلی خوشحالم .. باورم نمیشه به همین زودی دعام مستجاب شه .. الهی خوشبخت شه .. الهی .. !

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
1387/12/15 ساعت 7:20 PM

وای بر من .. گر تو آن گم کرده ام باشی .. گم کرده ام باشی ..

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
1387/12/14 ساعت 8:39 PM

..  

 

دلم یه گره سبز می خواد .. 

بزنم به چشات ، حاجت روا شم ..

 

* اگه حتی خودت هم نخواسته باشی .. همیشه ی همیشه چیزی هست که بخواد تو رو برگردونه به گذشته ! 

 

* ت ب ر ی ک ِ ب->  نوشتم که یادم باشه - رضیت ُ بقضائک ! 

 

* به من نیومده شاد باشم .. تو راست می گفتی روشینا ، آره !

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
1387/12/08 ساعت 6:43 PM

یه شب مهتاب ..  

ماه می آد ، توی خواب ..  

منو می بره ، کوچه به کوچه .. 

 

دوستای عزیزم سلام .. ! 

شادی .. نسیم .. روشینا .. محسن .. نیمرخ نازنین .. و تموم بچه هایی که اسمتونو توی دلم دارم .. روزای زیادی از آخرین باری که با هر کدومتون صحبت کردم ، می گذره .. دلم نمی خواد از گذشته صحبت کنم .. بخصوص حالا که همه چیز عوض شده و من .. شدم یه من دیگه ..

 

حالم خوبه - درسم رو تموم کردم - کارمند شدم - دارم دوباره دانشجو می شم ! 

 

نوشتن و شعر و عشق و ازدواج رو همگی گذاشتم کنار .. سرگرمی هام عوض شده .. رامش گوش می کنم و لذت می برم .. یه خورده سنتی شدم که اونم این روزا سرحالم می کنه و کیف می کنم ! 

 

ممنون از اونهایی که حال پاهام پرسیده بودن .. خوبه .. از گچ در آمده .. راه می رم اما لنگ لنگون .. که اونم با لذته .. 

 

- نسیم کوچولوی من .. بابت اون قضیه هم .. خ و ش ب خ ت ش ن ا ل ه ی ... ! 

- شادی جون جونی هم .. نگرانت کردم ببخش .. ولی باور کن ۵ ماه ، بابت پام استراحت مطلق بودم .

- محسن هم .. یه دنیا شرمنده .. بی معرفتیمو قبول دارم .. مرسی داداش کوچیکه مهربون من . 

- روشینا .. !‌ دختر کجایی تو آخه .. موبایلتو گم کردم .. سُری . 

 - نیم رخ عزیز .. برمگردوندی به گذشته .. ! هر جایی که هستی ، خوش باشی . 

 

پ.ن :  اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی .. ! الصدیق الشهید ..

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
1387/11/18 ساعت 3:12 PM

برمی گردم ..

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
1386/12/11 ساعت 7:28 PM

 

چند مدتیه ، رفتم توی حال و هوای سکوت وُ حرف های دلم رو ، فقط توی دلم نگه می دارم . تنها هستم اما سعی می کنم تنهاییم رو با کسی قسمت نکنم . دنیام رو محدود کردم . اونقدر محدود که داداشی هم فهمید و گفت .. هُدا ! خیلی عوض شدی .. . می دونستم ولی .. لبخند زدم و هیچی نگفتم . این روزا ، بیشتر از گذشته ، توی عمق زندگی فرو می رم وُ سعی می کنم آروم آروم ، ازش رد شم .. . موسیقی زیاد گوش می دم و این ، یعنی شروع بحرانی که می دونم وارد شدن بهش به چیزی می رسم که زیاد خوشایند نیست . گاهی اوقات ، اگه توی عمق زندگی دقیق شی و سخت بگیری .. یادت می ره که خدایی هست .. خدایی که از تو به تو نزدیکتره .. خدایی که تو رو به اینجای زندگی رسونده .. خدایی که جز اون خدایی نبوده و نیست .. خیلی وقت ها تصمیم می گیرم بنویسم .. مثل گذشته .. روون و با احساس .. اما می دونم نمی شه .. نمی شه چون چیزی توی هُدا شکسته که برگردوندنش خیلی سخته .. شاید هیچ وقت برنگرده .. شاید برگرده و من ندیده اش بگیرم .. شاید هم برگرده و همه چیز بشه مثل روز اول و روز از نو ، روزی از نو .. اما می دونم نمی شه .. دیگه هیچ وقت من نمی شم هُدای مهربون و عاشق .. الان می دونم .. می دونم عشق هم مثل تموم بازیای زندگی ، قُماره . یه قمار تلخ و نابرابر . دیگه باورم نمی شه اگه کسی بگه دوستم داره .. این روزا دیگه عشقی وجود نداره .. دیگه محبتی وجود نداره .. همه چیز پوشالیه .. این روزا هیچ کسی تو رو به خاطر خودت نمی خواد .. که کاش اینجوری نبود و آدما سعی می کردن ، به هم فرصت بدن .. فرصت دوست داشته شدن .. خسته ام .. خسته ام از دنیایی که همه اش رنگه .. همه اش بایده .. همه اش پوله .. همه اش به رخ کشیدن و تظاهر کردن .. مگه زندگی چند ساله .. مگه ارزش یه آدم چقدره .. کاش می فهمیدی .. نوشتن اینجا .. با همون مخاطب همیشگی .. چه معنایی داره .. کاش اون روزیی که خواستی تصمیم بگیری .. یه لحظه .. فقط یه لحظه .. به من و احساسات صادقانه ام فکر می کردی .. حالا که کلی .. کلی .. از اون روزا گذشته و من موندم و حوضم .. و مخاطب پنهون نوشته هام .. دیگه چه حرمتی داره که بگم .. عشق له شده ی من ، یه آتیشه .. یه آتیش زیر خاکستر .. که .. متنظر یه جرقه کوچکه که شعله ور بشه و من دارم سعی می کنم .. نذارم که حس کنه .. تو یه روزیی .. یه جایی .. بالاخره یادت میاد .. من .. با همه وجودم برات نوشتم و منتظرت موندم و تمامی حسادت های زنانه ام رو .. فقط و فقط .. به خاطر تو .. توی خودم کشتم و عذاب کشیدم .. می بینی .. چقدر بزرگ شدم .. چقدر خانوم شدم .. اونقدر بزرگ شدم که یادم بمونه .. وقتی با توام نباید وانمود کنم .. بدون تو .. حسی وجود نداره .. اونقدر بزرگ شدم که .. حالا می دونم .. با تو .. باید همون هُدای خیالی باشم که از غرور و بدون تو بودن .. هیچی کم نداره .. ! می بینی .. می بینی .. من چقدر بزرگ شدم .. تو هم همین رو می خواستی .. یادته .. می گفتی باید بزرگ شم و از زندگیم لذت ببرم .. ولی نمی دونم چرا .. بزرگ شدم و هیچ لذتی توش ندیدم ..

*‌ خدایا .. به حق محمد و خانواده ی عزیزش .. قشنگی ها و نورای زندگیمون رو ازمون نگیر .. آمین یا رب العالمین .. !

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
1386/11/26 ساعت 1:16 PM

 

burned ace of 
hearts. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart

نازک آرای تن ساق گلی
که به جان اش کشتم وُ
به جان دادم اش آب .
ای دریغا !
به برم می شکند.
دست ها می سایم تا دری بگشایم .
بر عبث می پایم که به در کس آید .
در و دیوار به هم ریخته شان بر سرم می شکند .

کاش بازم .. بازم مثل همیشه .. حس هام رو توی دلم کُشته بودم و .. .. . احساس می کنم کوچیک شدم .. حالا می فهمم که خودخواه ترین آدم دنیایی و این خودخواهیت چقدر اذیتم کرد .. .. دیشب . اشتباه کردم .. اشتباه کردم که فکر کردم باید خوشحالت کنم .. اشتباه کردم که نشستم یه روز ِ کامل رو با عشق برای تو نوشتم وُ آخر واسه این که نشون ندم چقدر غرورم شکسته .. با بی اهمیتی کامل ، اول بودن و هُل هُلی نوشتن رو بهانه کردم .. خورد شدم .. همه اشتیاقم رو از دست دادم .. از خودم بیشتر بدم اومد که .. فهمیدم .. دارم روی شن دریا ، یادگاری می نویسم .. . چرا فکر نکردی منم مثل ِ تو .. مثل تو که نه .. خیلی کمتر از تو .. محبت می خوام .. توجه می خوام .. .. . همش تقصیره خودمه .. آره مقصر منم .. .. . چرا باور نمی شه ! .. چرا باورم نمی شه .. این تراژدی کژدار مریض .. مدت هاست تموم شده .. مدت هاست تموم شده .. تموم شده ..

 

* ای دل احمق .. چرا حالیت نمیشه تو آخه .. هان !!!!!!!!!!!!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo